چرا ترکیه تداوم نظام سیاسی ایران را به تغییر ترجیح میدهد؟
دور اول مذاکرات بین ایالات متحده و ایران در تاریخ ۶ فوریه در عمان برگزار شد و انتظار میرود دورهای بعدی نیز برگزار شود. این مذاکرات به طور غیرمستقیم از طریق میانجیگران عمانی در حال انجام است. این مذاکرات تحت فشار نظامی آشکار در حال انجام است. ایالات متحده با اعزام گروههای تهاجمی ناو هواپیمابر به خلیج فارس به عنوان بخشی از شکل گستردهتر «دیپلماسی قایقهای توپدار»، جایگاه نظامی خود را در منطقه تقویت کرده است. بازیگران منطقهای، از جمله ترکیه، نگران هستند که شکست در مذاکرات میتواند منجر به جنگ شود.
اندیشکده زاویه: آنکارا بارها به صراحت اعلام کرده است که با مداخله نظامی علیه ایران مخالف است. رجب طیب اردوغان، رئیس جمهور، در ۵ فوریه دوباره اظهار داشت: «ما تمام تلاش خود را میکنیم تا از سوق دادن منطقه به سمت درگیری و هرج و مرج جدید توسط این تنشهای بین ایالات متحده و ایران جلوگیری کنیم. ما به وضوح مخالفت خود را با مداخله نظامی در ایران ابراز کردیم.» به همین منظور، دولت ترکیه نوعی اتحاد موقت با کشورهای منطقه برای لابی کردن با دولت ترامپ علیه جنگ نیز ایجاد کرده است.
چرا ترکیه علیه جنگ تلاش میکند؟
دلیل اصلی که ترکیه خواهان جنگ علیه ایران نیست، ترس از فروپاشی منطقهای است. نفوذ منطقهای ایران پیش از این نیز در پی جنگ غزه و جنگ ۱۲ روزه آسیب دیده است و بسیاری از دولتهای منطقه نگرانند که فشار نظامی بیشتر میتواند ایران را به ورطهای بکشاند که هیچکس نتواند آن را به طور کامل کنترل کند. حمله آمریکا به عراق هنوز در خاطرهها تازه است.
برای ترکیه، این یک مسئله امنیتی مستقیم نیز هست. از دیدگاه آنکارا، خلاء قدرت در ایران تقریباً مطمئناً جایی برای گروههایی ایجاد میکند که ترکیه از قبل آنها را تهدیدهای امنیتی بزرگی میداند. طبق گزارشها، در جریان اعتراضات اخیر در داخل ایران، اطلاعات ترکیه به مقامات ایرانی هشدار داد که پژاک، شاخه ایرانی پکک، در تلاش است از شرایط ناآرامی سوءاستفاده کند.
عوامل اقتصادی نیز موقعیت ترکیه را شکل میدهند. با وجود تحریمها، ایران همچنان شریک انرژی مهمی برای ترکیه است. ایران تقریباً ۱۴ درصد از واردات گاز طبیعی ترکیه را در سالهای اخیر به خود اختصاص داده است. فراتر از واردات مستقیم، ایران همچنین نقش ترانزیتی کلیدی در استراتژی تنوعبخشی ترکیه ایفا میکند. ترکیه گاز طبیعی ترکمنستان را از طریق ترتیبات سوآپ که به خاک و زیرساختهای ایران متکی است، دریافت میکند. این سیستم به گاز ترکمنستان اجازه میدهد تا با استفاده از شبکههای خط لوله ایران به ترکیه برسد. بنابراین هرگونه بیثباتی عمده در داخل ایران، امنیت انرژی ترکیه را تهدید میکند.
از سوی دیگر، سیاستگذاران ترکیه، مشابه برخی از دولتهای خلیج فارس، در تعامل با ایرانی که محدود و تا حدودی منزوی است، راحتتر از کشوری هستند که کاملاً در سیستم غربی ادغام شده و قادر به استفاده کامل از پتانسیل اقتصادی و منابع عظیم خود است. از نظر تاریخی، زمانی که ایران قبل از انقلاب ۱۹۷۹ با قدرتهای غربی همسو بود، به عنوان یک بازیگر مسلط منطقهای عمل میکرد که قادر به تحمیل اراده خود در صورت لزوم بود. خود برنامه هستهای در آن دوره با کمک ایالات متحده در زمان شاه آغاز شد.
چارچوبی منطقهای برای محدود کردن قابلیتهای ایران
در این راستا، ترکیه و کشورهای عربی از مسیر هستهای نامحدود ایران حمایت نمیکنند. نتیجه مورد نظر آنها، چارچوبی مذاکرهشده است که غنیسازی را به سطوحی محدود کند که به راحتی قابل تسلیحاتی شدن نباشد و در عین حال ثبات منطقهای را حفظ کند. قطر، ترکیه و مصر پیش از این چارچوبی را پیشنهاد کردهاند که بر اساس آن ایران غنیسازی اورانیوم را به مدت سه سال به طور کامل متوقف کرده و سپس آن را به زیر ۱.۵ درصد محدود میکند، در حالی که ذخایر فعلی اورانیوم با غنای بالا – شامل تقریباً ۴۴۰ کیلوگرم غنیشده تا ۶۰ درصد – را به یک کشور ثالث منتقل میکند. این پیشنهاد همچنین شامل محدودیتهایی بر استفاده از موشکهای بالستیک، محدودیتهایی بر مسلح کردن متحدان منطقهای و یک توافق عدم تجاوز احتمالی بین ایالات متحده و ایران است.
به نظر میرسد تهران مایل به مذاکره در مورد محدودیتهای فنی است، اما همچنان تمایلی به کنار گذاشتن کامل غنیسازی یا قابلیتهای موشکهای بالستیک ندارد. ایران همچنین احتمالاً در تلاش است تا با استفاده از بحثهای فنی طولانی برای کاهش فشار فوری، جدول زمانی مذاکرات را طولانیتر کند. در مقابل، دولت ترامپ صبر کمی برای مذاکرات فنی طولانی دارد و نتایج سریعتر را ترجیح میدهد.
هزینه یک مذاکره ناموفق
اگر مذاکرات شکست بخورد، گزینههای نظامی برای دولت ترامپ روی میز باقی میماند. این گزینهها میتواند از حملات هدفمند به زیرساختهای نظامی یا سپاه پاسداران ایران گرفته تا عملیات نمادین طراحیشده برای نشان دادن قدرت بدون ایجاد جنگ تمامعیار یا حتی تلاش برای بریدن سر به سبک ونزوئلا، متغیر باشد.
با وجود اختلافاتشان، آنکارا و تهران دههها تجربه در مدیریت رقابت خود دارند. سیاستگذاران ترکیه درک خوبی از نحوه عملکرد دولتهای ایران و رویکرد تهران به مذاکرات پیدا کردهاند.
بنابراین، هدف استراتژیک برای ترکیه روشن است: جلوگیری از تشدید تنش و کاهش خطرات هستهای و موشکی بدون ایجاد بیثباتی گستردهتر منطقهای. از دیدگاه آنکارا، فشار بیشتر بر ایران، در زمانی که اسرائیل نفوذ خود را گسترش داده است، خطر تعمیق تغییر فعلی در پویایی قدرت منطقهای را به همراه دارد.





