نظام آموزش تطبیقی ایران و ترکیه؛ راهکاری برای همگرایی فراملی

  • 2026-02-09 11:00

در جهانی که تعاملات بین‌المللی بیش از هر زمان دیگری برای مقابله با استعمار نوین ضروری است، سیستم‌های آموزشی نقشی حیاتی ایفا می‌کنند. این یادداشت با تکیه بر روش آموزش تطبیقی، نظام‌های آموزشی ایران و ترکیه را مقایسه می‌کند و نشان می‌دهد که علی‌رغم نزدیکی‌های جغرافیایی و تاریخی، تمرکز هر دو کشور بر «تربیت انسان واحد» (اسلامی-ملی در ایران و سکولار-ملی در ترکیه) بستری برای واگرایی فراهم کرده است. بازنگری در این اصول، کلید تقویت روابط مردمی و ایجاد سد دفاعی در برابر تهدیدات خارجی است.

دکتر حسن صادقیان، کارشناس مسائل ترکیه

اندیشکده زاویه: از گذشته‌های دور این یک واقعیت است که مردم و جوامع با هم تعامل دارند؛ این امر در مورد کشورها نیز صادق است. به نظر می‏رسد امروزه، نیاز بیشتری به تعامل نوع اول وجود دارد و شاید هم، هم‌اکنون و در آینده نه چندان دور، این ارتباطات بین المللی، نه بین الدولی است که تنها مکانیسم نجات جهان از استعمار نوین باشد. آنچه در این امر مهم است و می‏بایست بیشتر به آن توجه شود این است که «سیستم‌های آموزشی بخشی از این تعامل را تشکیل می‌دهند».

در این میان، آموزش تطبیقی ​​امروزه از نظر بررسی شباهت‌ها، تفاوت‌ها، تعاملات و سطوح تعامل سیستم‌های آموزشی از اهمیت بالایی برخوردار است. بررسی سیستم آموزشی یک کشور تنها از طریق پویایی‌های داخلی آن، بدون شک برخی داده‌ها را آشکار خواهد کرد. با این حال، تکیه صرف بر پویایی‌های داخلی ناقص خواهد بود. آموزش تطبیقی ​​نقش بسیار کاربردی در رفع این نقص ایفا می‌کند. آموزش تطبیقی، کشورها را قادر می‌سازد تا با تجزیه و تحلیل پدیده‌های مرتبط با آموزش در کشورهای مختلف، هنگام جستجوی راه‌حل برای مشکلات آموزشی خود، با دیدگاهی وسیع عمل کنند.

یکی از اهداف اصلی آموزش تطبیقی، ارائه کمک‌های نظری و عملی به سیاست‌های آموزشی با بررسی توسعه و وضعیت فعلی عوامل مؤثر بر آموزش در کشورهای مختلف است.

در این مقاله، تلاش شده است با بررسی نظام های آموزشی دو کشور ترکیه و ایران، ضمن توجه به تفاوت‏‏‌ها و تشابهات روند آموزشی، این اصل را متذکر شویم که یکی از مکانیسم‌‏های مهم که بستر لازم را برای تقویت ارتباطات میان مردم دو کشور و همچنین نهادهای حکومتی فراهم کند.

ترکیه و ایران، به عنوان دو کشور مهم در خاورمیانه، از نظر جغرافیایی، تاریخی، فرهنگی، سیاسی و مذهبی کاملاً به یکدیگر نزدیک هستند. بدون شک، این نزدیکی بُعدی مهم‌تری دارد که آموزش و نظام‌های آموزشی را در بر می‌گیرد. مشخص است که هر دو کشور در دوران مدرن، تحولات مشابه و همزمانی را پشت سر گذاشته‌اند. جنبش‌های غرب‌گرایی از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به بعد در ایران و ترکیه مشاهده شد. این امر پیامدهای قابل توجهی بر درک و نظام آموزشی داشت.

پس از جنبش‌های غرب‌گرایی، منطق دولت – ملت و تفکر سکولار در هر دو کشور رواج یافت. این وضعیت در ترکیه با دوره‌های سلطنت مشروطه و جمهوری ادامه یافت و تا به امروز ادامه داشته است. در ایران، این امر با دوره سلطنت مشروطه و سلسله پهلوی خود را نشان داد. فرآیندهای غرب‌گرایی در هر دو کشور، نظام‌های آموزشی را از نظر ساختار، هدف، مدیریت، تأمین مالی و غیره تحت تأثیر قرار داد.

با نگاهی کلی به نظام‌های آموزشی ایران و ترکیه، مشخص است که در فعالیت‌های آموزشی انجام‌شده، هم شباهت‌ها و هم تفاوت‌هایی وجود دارد. این وضعیت ناشی از این واقعیت است که دو کشور ویژگی‌های مشترک زیادی دارند. به‌طورکلی، شباهت‌ها مربوط به ویژگی‌های جغرافیایی، فرهنگی، مذهبی و اجتماعی است؛ در حالی که تفاوت‌ها ناشی از نظام‌های سیاسی دو کشور است.

با انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۹، حکومت سیاسی در ایران ماهیتی مذهبی و مذهبی به خود گرفت. در ترکیه، با کودتای ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۰، نظام سیاسی این کشور ملی‌گراتر و سکولارتر شد. این وضعیت که در هر دو کشور پدیدار شد، به‌طور طبیعی در نظام‌های آموزشی آن‌ها منعکس شده است. در واقع، به راحتی می‌توان گفت که تفاوت اساسی بین نظام‌های آموزشی دو کشور از همین امر ناشی می‌شود. با این حال، از این تاریخ به بعد، علی‏رغم تفاوت در نظام‌های سیاسی، می‌توان شباهت روش‌شناختی و الگویی بین نظام‌های آموزشی دو کشور مشاهده کرد. زیرا، اگرچه نظام‌های سیاسی آن‌ها پس از این دوره متفاوت بودند، اما نظام‌های آموزشی هر دو کشور با هدف تولید یک نوع انسان واحد شکل گرفتند.

در ایران، از این تاریخ به بعد، نظام آموزشی بر اساس اصول و رویکردهای اسلامی، مذهبی و ملی شکل گرفت. با این حال، در ترکیه، درک آتاتورکی، سکولار و ملی‌گرایانه از آموزش که با جمهوری آغاز شد، ادامه یافته است. این وضعیت به یک مدل انسانی مبتنی بر مفهوم دولت – ملت در هر دو کشور اشاره دارد. تفاوت این است که در ایران، درک اسلامی، مذهبی و ملی اتخاذ می‌شود؛ در حالی که در ترکیه، درک سکولار و ملی اتخاذ می‌شود. همان‌طور که در بالا ذکر شد، این تفاوت اساسی در نظام‌های آموزشی ناشی از نظام‌های سیاسی هر دو کشور کاملاً مشابه است، زیرا هدف آن‌ها تولید یک نوع انسان واحد است.

 تفاوت‌های سیاسی و اجتماعی که بر درک کشورها از آموزش تأثیر می‌گذارند، عامل مهمی در رعایت سیاست‌های آموزشی هستند. به طور خاص، مقایسه نظام‌های آموزشی کشوری مانند ایران، که در آن دلایل اسلامی، مذهبی و ملی برجسته است، با نظام‌های آموزشی ترکیه که حول محور آتاتورکیسم، سکولاریسم و ​​ملی‌گرایی شکل گرفته است، از این نظر اهمیت قابل توجهی دارد.

اگرچه ترکیه و ایران توسط نظام‌های سیاسی متفاوتی اداره می‌شوند، اما شباهت‌هایی در ساختار و اهداف نظام‌های آموزشی آن‌ها وجود دارد. با این حال، در عین اینکه هر دو نظام آموزشی از منظر سیاسی و ایدئولوژیکی، مدل‌های انسانی متفاوتی را هدف قرار می‌دهند، اما اهداف مشترکی دارند، به این صورت که هدف آن‌ها پرورش یک نوع واحد از مدل انسانی مناسب برای اندیشه و ایدئولوژی‏ای است که نظام سیاسی بر آن استوار است؛ در حالی که به نظر می‏رسد ساختار چندفرهنگی، چندهویتی و چندمذهبی هر دو کشور که در اصل «ظرفیتی گران‌بها برای رشد و تعالی در عرصه داخلی و از همه مهم‌تر بستری برای همگرایی و گسترش ارتباطات فراملی» هستند، نادیده گرفته می‏شود.

به تعبیری دیگر، اگرچه هدف مشترک نظام آموزشی دو کشور یعنی «تربیت یک نوع انسان واحد بر اساس اندیشه و ایدئولوژی ویژه» امری طبیعی و منظقی به نظر می‏رسد؛ اما همین هدف، بستری برای ضدیت و واگرایی میان دو ملت فراهم می‏کند. بنابراین، «تغییر در اصول و اهداف آموزشی برای شاخص‏‌های تاریخی و هویتی و جامعه»، اقدام مهمی است که می‌‏تواند به لحاظ روان‌شناختی و جامعه شناختی زمینه لازم را برای همگرایی هرچه بیشتر میان آحاد مردمی و متأثر از آن نهادهای حکومتی فراهم کند.

همان‌طور که در سطور فوق اشاره شد، آموزش تطبیقی، کشورها را قادر می‌سازد تا با تجزیه و تحلیل پدیده‌های مرتبط با آموزش در کشورهای مختلف، هنگام جستجوی راه‌حل برای مشکلات آموزشی خود، با دیدگاهی وسیع عمل کنند. یکی از اهداف اصلی آموزش تطبیقی، ارائه کمک‌های نظری و عملی به سیاست‌های آموزشی با بررسی توسعه و وضعیت فعلی عوامل مؤثر بر آموزش در کشورهای مختلف است. مقامات مسئول در نهادهای آموزشی دو کشور، اعم از آموزش مدارس و آموزش دانشگاهی، می‌‏بایست برای تحقق بسترهای همگرایی و وحدت، بازنگری در اصول و اهداف آموزشی را در دستور کار قرار دهند. به‌‏ویژه در وضعیت کنونی که رقابت‌‏های کشورهای مختلف جهانی علیه همدیگر، روند تهاجمی جدیدی به خود گرفته است و قدرت‏‌های استعماری درصدد تهدید و تخریب روابط حسنه کشورهای پیرامونی و نیمه پیرامونی هستند، وحدت و همگرایی میان ملت‏‌ها، مانعی جدی در قبال این گونه زیاده‏‌خواهی‌ها ایجاد خواهد کرد.

مطالب بیشتر:

کریدور ریلی ازبکستان – ترکیه؛ دور زدن روسیه و اتصال آسیای مرکزی به اروپا

توافق ازبکستان و ترکیه برای راه‌اندازی قطارهای کانتینری از مسیر ترکمنستان و ایران، تحول مهمی است که افزون بر ابعاد فنی خود، نه‌تنها می‌تواند تجارت و لجستیک منطقه را متحول…

اهداف راهبردی گرجستان از تمرکز بر کشورهای خلیج فارس

گرجستان با حرکتی هدفمند از نیمه دهه ۲۰۲۰ به‌طور فزاینده‌ای روابط خود را با کشورهای حاشیه خلیج فارس، به‌ویژه امارات متحده عربی، گسترش داده است. این سیاست تازه بخشی از…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب پیشنهادی

کریدور ریلی ازبکستان – ترکیه؛ دور زدن روسیه و اتصال آسیای مرکزی به اروپا

کریدور ریلی ازبکستان – ترکیه؛ دور زدن روسیه و اتصال آسیای مرکزی به اروپا

اهداف راهبردی گرجستان از تمرکز بر کشورهای خلیج فارس

اهداف راهبردی گرجستان از تمرکز بر کشورهای خلیج فارس

نقش آذربایجان در گفتگوی ایران و آمریکا

نقش آذربایجان در گفتگوی ایران و آمریکا

چشم‌انداز و چالش‌های همکاری راهبردی ترکیه و کانادا

چشم‌انداز و چالش‌های همکاری راهبردی ترکیه و کانادا

حضور رو به گسترش ترکیه و شفافیت استراتژیک در هند و اقیانوسیه

حضور رو به گسترش ترکیه و شفافیت استراتژیک در هند و اقیانوسیه

چرا ترکیه تداوم نظام سیاسی ایران را به تغییر ترجیح می‌دهد؟

چرا ترکیه تداوم نظام سیاسی ایران را به تغییر ترجیح می‌دهد؟