انگیزههای استراتژیک و سیاسی ترکیه در واسطهگری میان ایران و آمریکا
پس از تشدید تنشهای نظامی بین ایران و آمریکا و گسترش بحران داخلی در ایران، ترکیه با پیشنهاد میانجیگری وارد میدان شده است. اما انگیزههای پشت این اقدام چیست؟ بررسیها نشان میدهد آنکارا با محاسبات امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک، تلاش میکند از تبدیل بحران ایران به تهدیدی برای منافع ملی خود جلوگیری کند.
حامد حقپناه، کارشناس مسائل ترکیه
اندیشکده زاویه: در پی جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و آمریکا علیه ایران، که منجر به خسارات زیرساختی و نظامی در ایران شد، و سپس اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دی، ایالات متحده تحت ریاستجمهوری ترامپ با لشکرکشی گسترده به خلیج فارس و دریای عمان، در حال احیای فشار حداکثری با ابزارهای نظامی است. ترامپ شروط چهارگانهای (که شامل توقف کامل غنیسازی، کاهش نفوذ منطقهای، خلع سلاح موشکی و به رسمیت شناختن اسرائیل) مطرح کرده و ایران را به تسلیم یا مذاکره الزام میکند. با این حال، تهران با مقاومت و بیاعتنایی، در حال تکمیل تنش تحمیلی آمریکا است. در این شرایط، ترکیه به عنوان پیشگام واسطهگری ظاهر شده و پیشنهاد میزبانی مذاکرات و تسهیل گفتوگو را داده است.
این واسطه گری ترکیه، با وجود سابقه تنش با ایران (به ویژه در سوریه و حمایت از گروههای مخالف تهران) و اختلافات عمیق با اسرائیل (به دلیل حمایت از حماس و انتقاد از حملات به غزه و سوریه)، ریشه در محاسبات راهبردی چندلایه دارد. در ادامه، چهار انگیزه اصلی راهبردی و سیاسی ترکیه بررسی میشود:
۱. مدیریت خطرهای احتمالی امنیتی – ملی و جلوگیری از بیثباتی منطقهای
ترکیه با ایران بیش از ۵۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارد و هرگونه تشدید نظامی یا فروپاشی داخلی در ایران، مستقیماً امنیت ملی ترکیه را تهدید میکند. آنکارا نگران است که حمله نظامی آمریکا یا جنگ داخلی در ایران، منجر به موج مهاجرت فراوان، نفوذ گروههای تروریستی (به خصوص مرتبط با پ.ک.ک) و بیثباتی مرزی شود. ترکیه از سال ۲۰۲۱ دیوار مرزی ساخته و اکنون در حال تقویت آن با استقرار نیروهای بیشتر، برجهای نظارتی و خندقهای اضافی است. میانجیگری، راهی برای جلوگیری از پیشامد بدترین حالت (جنگ گسترده یا فروپاشی ایران) و حفظ ثبات منطقهای است که ترکیه را از بحرانهای انسانی و امنیتی در امان نگه میدارد.
۲. حفظ امنیت انرژی و منافع اقتصادی
ایران حدود ۱۶ درصد از نیاز گاز طبیعی ترکیه را تأمین میکند و مسیرهای حمل و نقل انرژی از ایران به اروپا از خاک ترکیه عبور میکند. هرگونه اختلال در روابط ایران – آمریکا یا جنگ داخلی در ایران، میتواند جریان انرژی را قطع کند، قیمتها را افزایش دهد و اقتصاد ترکیه (که با تورم و بحران ارزی دست وپنجه نرم میکند) را فلج نماید. واسطهگری ترکیه، ابزاری برای حفظ این مسیرهای حیاتی، تضمین تجارت دوجانبه (صادرات ترکیه به ایران و واردات کالا) و جلوگیری از تحریمهای ثانویه است. آنکارا با میانجیگری، خود را به عنوان شریک قابل اعتماد برای هر دو طرف نشان میدهد و از منافع اقتصادی بلندمدت حفاظت میکند.
۳. تقویت نقش دیپلماتیک و قدرت منطقهای
ترکیه تحت رهبری اردوغان، سیاست خارجی فعالی را دنبال میکند و خود را به عنوان «قدرت منطقهای» و واسطهگر در مناقشات (لیبی، سوریه، غزه، قفقاز) معرفی کرده است. واسطهگری در بحران ایران – آمریکا، فرصتی طلایی برای افزایش نفوذ دیپلماتیک است: ترکیه میتواند به واشنگتن نشان دهد که بدون آن، حل بحران ممکن نیست و به تهران ثابت کند که تنها میانجی قابل اعتماد در منطقه است. این نقش، ترکیه را از حاشیهنشینی خارج کرده و در رقابت با عربستان، قطر و روسیه برای رهبری غرب آسیا، امتیاز میدهد. علیرغم تنش با رژیم صهیونیستی، ترکیه میخواهد با این واسطه گری، تعادل را حفظ کند و از تبدیل شدن به دشمن مشترک همه طرفها جلوگیری نماید.
۴. تعادل روابط با ایالات متحده و غرب (در چارچوب ناتو)
ترکیه عضو ناتو است و روابط پیچیدهای با آمریکا دارد (تحریمها بر سر اس-400، اختلاف بر سر کردهای سوریه). میانجیگری در بحران ایران، فرصتی برای بهبود روابط با دولت ترامپ است: آنکارا با تسهیل مذاکرات، خود را به عنوان متحد مفید نشان میدهد و میتواند امتیازاتی مانند کاهش فشار بر مسائل کردی یا اقتصادی دریافت کند. همزمان، این اقدام ترکیه را از اتهام همسویی کامل با ایران (که روابطش با غرب را آسیب میزند) دور نگه میدارد و تعادل بین تعهدات آتلانتیکی و منافع منطقهای را حفظ میکند.
نتیجهگیری
در صورت وقوع جنگ داخلی در ایران (سناریویی که پس از جنگ ۱۲ روزه و اغتشاشات داخلی محتملتر شده)، هزینهها برای ترکیه بسیار سنگین خواهد بود. نخست، موج پناهندگان گسترده (مشابه بحران سوریه) مرزها را تحت فشار قرار میدهد و هزینههای انسانی، امنیتی و اقتصادی عظیمی تحمیل میکند. دوم، تقویت کردهای ایران (به ویژه در مناطق غربی) میتواند پ.ک.ک را شجاع تر کند و ترکیه را مجبور به مداخله نظامی مستقیم یا غیرمستقیم نماید تا از تشکیل موجودیت کردی مستقل یا فدرال جلوگیری کند. سوم، اختلال در تأمین گاز و نفت ایران، اقتصاد ترکیه را به بحران انرژی میکشاند و تورم را تشدید میکند.
چهارم، بیثباتی ایران میتواند به نیابت منطقهای (با دخالت عربستان، آذربایجان و دیگران) تبدیل شود و ترکیه را درگیر رقابتهای پیچیدهتر کند. در مجموع، ترکیه با واسطه گری فعلی، تلاش میکند از این هزینههای فاجعهبار اجتناب کند و ثبات را به نفع منافع ملی خود حفظ نماید. شکست واسطه گری، ترکیه را در موقعیتی آسیبپذیرتر از همیشه قرار خواهد داد.






