ابعاد و چشمانداز تلاش ترکیه برای مدیریت بحران ایران و آمریکا
در میانه آتش تنشهای ایران و آمریکا، ترکیه نقش میانجی را بر عهده گرفته است. در این راستا سفر رسمی عراقچی به آنکارا که بیارتباط با تحولات اخیر نیست نشاندهنده محاسبه استراتژیک آنکارا برای جلوگیری از جنگ است؛ اقدامی که انگیزههای آن ریشه در امنیت، اقتصاد و طرحهای کلان منطقهای ترکیه دارد، اما موفقیت آن با چالش بنبست عمیق دیپلماتیک روبروست.
حمید خوشآیند، کارشناس مسائل سیاسی و بینالملل
اندیشکده زاویه: به موازت تشدید بیسابقه تنشهای ایالات متحده و ایران که دو طرف را در آستانه جنگ قرار داده است، سفر سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، به آنکارا در روز ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶، سفری مهم و حائز اهمیت است. این سفر در پاسخ به دعوت ترکیه و در ادامه گفتوگوی تلفنی دو وزیر انجام میشود و نشاندهنده عزم آنکارا برای ایفای نقش فعال به عنوان یک میانجی بحران است. تحلیل این حرکت دیپلماتیک، انگیزههای عمیق ترکیه و چشمانداز پرابهام پیش رو را روشن میسازد.
اینکه چرا ترکیه این بار بهصورت جدی در تلاش برای مدیریت بحران آمریکا و ایران است از یک منظر متأثر از محاسباتی است که آنکارا در ابعاد امنیتی، اقتصادی و جایگاه منطقهای خود دارند. در کانون این محاسبه، اصل جداییناپذیری امنیت ملی ترکیه و ایران قرار دارد. مقامات ترکیه به صراحت اعلام کردهاند که امنیت، آرامش و ثبات ایران برای آنکارا از «اهمیت بالایی» برخوردار است بنابراین همیشه با هرگونه مداخله نظامی علیه همسایه شرقی خود مخالف بوده و هستند.
این موضع در حقیقت بازتاب واقعیتی ملموس است. بیثباتی یا درگیری در ایران میتواند به صورت مستقیم امنیت مرزهای ۵۰۰ کیلومتری ترکیه را تهدید کند. آنکارا حتی گزینههایی مانند استقرار نیروی بیشتر و گسترش سامانههای نظارتی فناورانه را برای تقویت امنیت مرزی در صورت حمله به ایران بررسی میکند. علاوه بر این، ترکیه و ایران در مقابله با تهدیدات امنیتی مشترک، مانند فعالیتهای گروه پ.ک.ک، منافع همسو دارند. ترکیه اخیراً با اشاره به نقش این گروه در ناآرامیهای داخلی ایران، خنثیسازی کامل آن را یک «ضرورت فوری برای امنیت ایران» خوانده است. وقوع جنگ، این گروهها را تقویت کرده و کنترل این تهدید مشترک را برای هر دو کشور دشوار خواهد کرد.
از منظر سیاسی، ترکیه به دنبال تثبیت جایگاه خود به عنوان یک بازیگر «صلحساز ضروری» در غرب آسیا و جهان اسلام است. میانجیگری موفق در یکی از حساسترین پروندههای منطقهای، قطعاً مشروعیت و نفوذ دیپلماتیک آنکارا را به طور چشمگیری افزایش میدهد. این نقشآفرینی همسو با اعلام همبستگی و مخالفت دیگر کشورهای منطقه، از جمله عربستان سعودی، با هرگونه اقدام نظامی است. ترکیه با هشدار به «ریسکها و پیامدهای منطقهای و جهانی» حمله به ایران، در پی بسیج یک اجماع منطقهای علیه جنگ است.
انگیزه اقتصادی نیز به همان اندازه قوی است. حجم مبادلات تجاری دو کشور تا نوامبر ۲۰۲۵ حدود ۵ میلیارد دلار بوده و هدف بلندپروازانه افزایش آن به ۳۰ میلیارد دلار از طریق سازوکارهایی مانند شورای عالی همکاری در دستور کار است. همکاریهای انرژی، حملونقل و مراکز تجاری مرزی بخش حیاتی از این چشمانداز اقتصادی هستند. یک درگیری نظامی تمامی این برنامهها را متلاشی کرده و میتواند شوک اقتصادی سنگینی را به اقتصاد در حال گذار ترکیه وارد آورد. بنابراین، ثبات ایران یک «ضرورت راهبردی» و پیششرط برای امنیت و رفاه ترکیه است.
با این حال، چشمانداز موفقیت این مأموریت دیپلماتیک، با موانع ساختاری جدی روبروست. مهمترین چالش، بنبست در مواضع طرفین اصلی درگیری است. از یک سو، دولت ترکیه با صراحت اعلام کرده که حمله به ایران «اشتباه» است و بر ضرورت حلوفصل مسالمتآمیز مسئله هستهای ایران از طریق گفتوگو تأکید دارد. از سوی دیگر، موضع ایران قاطع است: تهران حاضر به مذاکره تحت فشار و تهدید نظامی نیست.
وزیر امور خارجه ایران بارها تأکید کرده که «دیپلماسی و تهدید ناسازگارند» و اگر آمریکا خواهان گفتوگوست، باید تهدیدها و «خواستههای غیرمنطقی» خود را کنار بگذارد. او حتی گزارشهای تماس با نماینده آمریکا را رد کرده است. در مقابل، رئیسجمهور آمریکا ترامپ، با استقرار ناوگروه رزمی در منطقه، ایران را برای مذاکره فوری تحت فشار گذاشته و تهدید کرده در غیر این صورت حمله خواهد کرد. ایران نیز هشدار داده که در صورت حمله، پاسخ فوری و قدرتمندانه خواهد داد. در چنین فضای ملتهب و پر از عدم اعتماد، یافتن نقطه آغاز برای گفتوگو، حتی با حسن نیت یک میانجی، فوقالعاده دشوار است.
در جمعبندی باید گفت، تلاش ترکیه برای میانجیگری را باید یک اقدام ضروری و تا حد زیادی منطبق با منافع حیاتی خود دانست که از وابستگی عمیق امنیتی و اقتصادی دو همسایه سرچشمه میگیرد. موفقیت فوری این کوشش به معنای آغاز مذاکرات مستقیم و کاهش تنش، در کوتاهمدت بعید به نظر میرسد، زیرا شکاف بین مواضع واشنگتن و تهران بسیار ژرف و آکنده از بیاعتمادی است.
با این حال، نقش ترکیه را نمیتوان نادیده گرفت. آنکارا در شرایط حاضر میتواند به عنوان یک کانال ارتباطی غیرمستقیم و معتبر عمل کند، پیامها را منتقل نماید و از تشدید بیشتر اوضاع جلوگیری کند. شاید مهمترین دستاورد ممکن در این مرحله، نه حل بحران، بلکه مدیریت بحران و جلوگیری از شعلهورتر شدن آتش جنگ باشد.
اگر ترکیه بتوانند همراه با دیگر قدرتهای منطقهای نگران، فضایی ایجاد کنند که در آن تهدیدهای نظامی کمرنگتر و گفتمان دیپلماتیک جانگیرد، گام بزرگی در مسیر منافع ملی خود و ثبات منطقۀ برداشته است. آینده صلح یا جنگ در خلیج فارس، تنها در واشنگتن و تهران تعیین نمیشود؛ ظرفیت بازیگرانی مانند ترکیه برای ایجاد وقفه در چرخه تنشزایی و فراهم آوردن زمینههای مسالمت، آزمونی سرنوشتساز برای دیپلماسی منطقهای خواهد بود.
در نهایت، ترکیه در بهترین حالت میتواند به عنوان یک تسهیلکننده مهم و پایدار عمل کند؛ نه یک ضامن نهایی صلح. موفقیت کوتاهمدت آنکارا در این سفر، کاهش احتمالی سطح تنش از آستانه جنگ به سطح مدیریت بحران خواهد بود. موفقیت بلندمدت، منوط به تمایل دو طرف برای ورود به مذاکرات جدیتر خواهد بود که در آن، ترکیه نقش میزبان یا تسهیلکننده گفتگوی غیرمستقیم را ایفا خواهد کرد. سفر وزیر خارجه ایران به آنکارا، آزمون جدیدی برای دیپلماسی منطقهای ترکیه در حفظ ثبات در منطقه پرنوسان ماست.






