قرارداد گازی ترکیه و آذربایجان و مهندسی نظم جدید خزر
توافق اخیر گازی میان آنکارا و باکو برای تأمین سالانه ۲.۲۵ میلیارد مترمکعب گاز از میدان «آبشرون» طی ۱۵ سال، فصل جدیدی از شراکت راهبردی دو کشور را رقم میزند. این قرارداد که در امتداد «کریدور جنوبی گاز» شکل گرفته، ضمن تثبیت جایگاه ترکیه به عنوان هاب اصلی انرژی اروپا، نقش کلیدی آذربایجان را در امنیت انرژی منطقه و گذار جهانی به انرژیهای پاک تقویت میکند و ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
دکتر احمد کاظمزاده، کارشناس مسائل سیاسی
اندیشکده زاویه: بر اساس اعلام رسمی وزیر انرژی و منابع طبیعی ترکیه، توافق جدید شامل انتقال سالانه حدود ۲٫۲۵ میلیارد مترمکعب گاز طبیعی از میدان آبشرون جمهوری آذربایجان به مدت ۱۵ سال است که مجموع آن به ۳۳ میلیارد مترمکعب میرسد و از سال ۲۰۲۹ عملیاتی خواهد شد. اهمیت این قرارداد زمانی آشکار میشود که آن را در بستر شبکه گسترده زیرساختهای انرژی مشترک دو کشور بررسی کنیم.
همکاری انرژی ترکیه و آذربایجان پیشتر با پروژههایی چون خط لوله نفت باکو – تفلیس – جیهان، خط لوله گاز باکو – تفلیس – ارزروم یا همان خط لوله گاز قفقاز جنوبی و خط لوله گاز ترانس آناتولی، شکل گرفته بود. قرارداد آبشرون در واقع ضامن تداوم اقتصادی و عملیاتی این شبکه در دهه آینده است، بهویژه با توجه به برنامه افزایش ظرفیت تاناپ از ۱۶ به ۳۲ میلیارد مترمکعب در سال.
اهداف راهبردی ترکیه؛ از امنیت انرژی تا هاب منطقهای
1- تثبیت امنیت عرضه و افزایش قدرت چانهزنی
ترکیه بهعنوان کشوری با مصرف بالای گاز طبیعی و وابستگی تاریخی به واردات، در پی کاهش ریسکهای ژئوپلیتیکی تأمین انرژی است. قرارداد بلندمدت با جمهوری آذربایجان وابستگی به تأمینکنندگان محدود را کاهش میدهد، قدرت چانهزنی ترکیه را در برابر روسیه و ایران افزایش میدهد و امکان برنامهریزی پایدار برای بازار داخلی و صادرات مجدد را فراهم میسازد.
اتصال شبکه گاز ترکیه به منطقه خودمختار نخجوان از طریق خط لوله ایغدیر – نخجوان (افتتاحشده در مارس ۲۰۲۵) نمونهای روشن از این راهبرد است؛ اقدامی که وابستگی نخجوان به گاز ایران را پایان داد و نقش ترکیه را بهعنوان تضمینکننده امنیت انرژی منطقهای تقویت کرد.
2- ترکیه بهعنوان هاب انرژی جنوبشرقی اروپا
ترکیه در حال تبدیل شدن به گره تنظیمکننده جریان انرژی میان خزر، قفقاز و اروپاست. با تقویت تاناپ و اتصال آن به خط لوله ترانس آدریاتیک، آنکارا نقش محوری در تنوعبخشی به منابع گاز اتحادیه اروپا ایفا میکند؛ بهویژه در شرایط کاهش وابستگی اروپا به گاز روسیه.
اهداف جمهوری آذربایجان؛ انرژی بهعنوان ابزار حاکمیت و نفوذ
1- تثبیت نقش محوری در کریدور جنوبی گاز
جمهوری آذربایجان، بهعنوان نخستین تأمینکننده کریدور جنوبی گاز، با قرارداد آبشرون، جریان درآمدی بلندمدت و قابل اتکا ایجاد میکند، جذابیت سرمایهگذاری در میادین جدید خزر را افزایش میدهد و جایگاه خود را بهعنوان بازیگر غیرقابلجایگزین در امنیت انرژی اروپا تا حدی زیادی تثبیت میکند.
هدفگذاری باکو برای افزایش صادرات گاز به اروپا تا حدود ۲۰ میلیارد مترمکعب در سال تا ۲۰۲۷، بدون اتکای راهبردی به مسیر ترکیه، عملاً امکانپذیر نیست.
2- بازسازی تصویر بینالمللی و پیوند با انرژی پاک
آذربایجان، بهویژه پس از میزبانی بیستونهمین کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد، در پی آن است که از صادرکننده صرف هیدروکربن به تأمینکننده ترکیبی انرژی فسیلی و تجدیدپذیر تبدیل شود. پروژههایی نظیر نیروگاه خورشیدی قرهداغ (۲۳۰ مگاوات)، نیروگاه بادی خیزی – آبشرون (۲۴۰ مگاوات) و طرح کریدور برق «آذربایجان – ترکیه – اروپا» برای انتقال اولیه ۱ گیگاوات برق تجدیدپذیر از نخجوان، نشاندهنده این تغییر رویکرد است.
همافزایی انرژی فسیلی، انرژی سبز و کریدورهای ترانزیتی
1- ترکیه؛ گره اتصال گذار انرژی اروپا
ترکیه با ایفای نقش همزمان در انتقال گاز طبیعی جمهوری آذربایجان و احتمالاً ترکمنستان (از طریق پروژههای فراخزر) و برق تجدیدپذیر قفقاز و خزر به اروپا، به کشور واسط گذار انرژی تبدیل میشود. کریدورهایی مانند: خزر – دریای سیاه – اروپا، آسیای مرکزی – آذربایجان – اروپا این جایگاه را تقویت میکنند.
۲- پیوند با کریدور میانی شرق – غرب
توسعه زیرساختهای انرژی با ابتکار کریدور میانی ( کریدور حملونقل شرق – غرب از چین تا اروپا) همپوشانی دارد. این کریدور که چین و آسیای مرکزی را از طریق دریای خزر، قفقاز و ترکیه به اروپا متصل میکند زمان حملونقل را به حدود ۱۲ روز کاهش میدهد و ترکیه و آذربایجان را به گرههای کلیدی تجارت و انرژی اوراسیا تبدل میکند
انرژی، اقتصاد و ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی
افزایش همکاری انرژی میان ترکیه و آذربایجان را باید در پیوند مستقیم با تحولات ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی تحلیل کرد. رشد تجارت دوجانبه تا ۷٫۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳، سرمایهگذاری حدود ۲۰ میلیارد دلاری شرکت دولتی نفت آذربایجان در ترکیه، و همافزایی سیاسی – امنیتی دو کشور، نشان میدهد که انرژی ستون فقرات اتحاد راهبردی آنکارا–باکو است.
در این چارچوب، حذف ارمنستان از مسیرهای اصلی انرژی و ترانزیت (خطوط لوله و راهآهن باکو – تفلیس – قارص) نه یک انتخاب فنی، بلکه پیامد مستقیم این همگرایی راهبردی است.
جمعبندی
قرارداد گازی ۱۵ ساله ترکیه و جمهوری آذربایجان از میدان آبشرون، بخشی از یک پروژه بزرگتر بازآرایی نظم انرژی اوراسیا است. این توافق برای ترکیه، بهمعنای تثبیت جایگاه هاب انرژی، افزایش نفوذ ژئوپلیتیکی و همراستایی با گذار انرژی اروپا است؛ برای آذربایجان، تضمین درآمد پایدار، تقویت حاکمیت انرژی و ارتقای نقش بینالمللی را به همراه دارد؛ و برای اروپا، تنوعبخشی به منابع انرژی در دوره کاهش وابستگی به روسیه را ممکن میسازد.
در نهایت، انرژی در این چارچوب نه صرفاً یک کالای اقتصادی، بلکه ابزار قدرت، هویت ژئوپلیتیکی و مهندسی نظم آینده منطقه است و قرارداد آبشرون، یکی از نقاط عطف این مسیر بهشمار میرود.






