شطرنج ژئوپلیتیک در آلاسکا: تحلیل روانشناختی رهبران و سناریوهای جنگ اوکراین

نشست احتمالی ترامپ و پوتین در آلاسکا، بدون حضور زلنسکی، تنها یک رویداد ژئوپلیتیکی نیست؛ بلکه صحنه تلاقی پیچیدگیهای شخصیتی سه رهبر و دیدگاههای متضاد جهانی درباره ریشهها و آینده بحران اوکراین است. نویسنده در این تحلیل، به بررسی ابعاد روانشناختی، نظریههای روابط بینالملل و سناریوهای پیشرو پرداخته است.
حامد حقپناه، پژوهشگر مسائل سیاسی
اندیشکده زاویه: نشست احتمالی دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین در آلاسکا، آن هم بدون حضور مستقیم ولودیمیر زلنسکی، رویدادی است که در بطن خود هم پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی دارد و هم نکات مهم روانشناسی سیاسی. بررسی تیپ شخصیتی این سه رهبر، تحلیل دیدگاه اندیشمندان روابط بینالملل درباره ریشههای جنگ و ترسیم سناریوهای پیشرو میتواند درک دقیقتری از آینده این بحران به ما بدهد.
1- روامشناسی سیاسی رهبران نشست آلاسکا
- دونالد ترامپ: معاملهگر فرصتطلب
ترامپ شخصیتی برونگرا، خودمحور و متمرکز بر برد–باخت دارد. در روانشناسی سیاسی، او نمونهای از رهبر عملگرای معاملاتی است که بیشتر به دستاوردهای سریع و ملموس توجه میکند تا فرآیندهای طولانی و پیچیده. او عادت دارد انتظارات را عمداً پایین بیاورد تا در صورت موفقیت، نتیجه بزرگ جلوه کند و در صورت شکست، هزینه روانی و سیاسی کمتری بپردازد.
- ولادیمیر پوتین: شطرنجباز استراتژیک
پوتین در ادبیات روانشناسی سیاسی، در دسته رهبران عملگرای استراتژیک بلندمدت قرار میگیرد. او بهطور ذاتی صبور، حسابگر و علاقهمند به سناریوسازی چندحرکتی است. رویکرد او به نشست آلاسکا، نه به عنوان پایانی قطعی بر جنگ، بلکه ابزاری برای نرم کردن موضع غرب و شکستن جبهه تحریمها تعبیر میشود.
- ولودیمیر زلنسکی: بسیجگر احساسی
زلنسکی، بهویژه از زمان آغاز جنگ، نقش رهبر بسیجگر با سرمایه عاطفی بالا را بازی کرده است. او بر نمادسازی، روایتسازی و جلب همدلی افکار عمومی جهان تکیه دارد. موضعش در برابر هرگونه واگذاری سرزمینی، تا امروز شدیداً احساسی و همراه با تأکید بر مشروعیت حقوقی و اخلاقی بوده است، هرچند نشانههایی از انعطاف تاکتیکی نیز دیده میشود.
2- ریشههای جنگ و اهمیت اوکراین در نگاه اندیشمندان
از منظر «جان میرشایمر» – نظریهپرداز برجسته مکتب رئالیسم تهاجمی – بحران اوکراین محصول گسترش ناتو به شرق و تلاش غرب برای وارد کردن کییف به حوزه نفوذ خود است. اوکراین، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیکی خاصش، آخرین حائل استراتژیک میان روسیه و ساختار امنیتی غرب به شمار میآید. در این چارچوب، مسکو عقبنشینی را تهدیدی وجودی میبیند، در حالی که واشنگتن و بروکسل این کشور را سکوی بازدارندگی علیه روسیه میدانند.
3- مواضع کشورهای همسو و غیرهمسو
کشورهای همسو با اوکراین (اتحادیه اروپا، بریتانیا، کانادا، ژاپن): تأکید بر «عدم تغییر مرزها با زور»، حفظ تمامیت ارضی و ایجاد تضمینهای امنیتی بلندمدت برای کییف. آنها نگرانند هرگونه توافق بدون حضور اوکراین، به معنای مشروعیتبخشی به سیاست «پاداش تجاوز» باشد.
کشورهای متمایل به روسیه (چین، ایران، کره شمالی، بخشی از جهان جنوب): بر پایان تحریمها، ایجاد معماری امنیتی جدید و کاهش نفوذ ناتو در شرق اروپا تأکید دارند. در دیدگاه این گروه، مذاکره مستقیم واشنگتن–مسکو حتی بدون اوکراین هم میتواند راهی برای کاهش تنشها باشد.
کشورهای میانه یا عملگرا (هند، ترکیه، برخی کشورهای آمریکای لاتین): بیشتر به فرصتهای اقتصادی و موازنهسازی میان دو بلوک توجه دارند. این بازیگران، بحران اوکراین را بستر چانهزنی برای منافع ملی خود میدانند.
4- آیندهپژوهی؛ سه سناریو برای نشست آلاسکا
با توجه به الگوهای رفتاری رهبران و قواعد سیاست خارجی، سه احتمال عمده قابل ترسیم است:
الف) توافق موقت و کاهش تنش
ویژگی: توافق بر سر آتشبس محدود و بازگشت بخشی از اسرا، بدون حل ریشهای بحران.
نتیجه احتمالی: تثبیت نسبی جبههها، اما ادامه فشارهای سیاسی و نظامی در سطح پایین.
ب) شکست مذاکرات و تشدید جنگ
ویژگی: اصرار هر طرف بر خواستههای حداکثری و نبود انعطاف تاکتیکی.
نتیجه احتمالی: افزایش کمکهای غرب به اوکراین و احتمال گسترش جنگ به حوزههای جدید.
ج) چارچوبسازی برای توافق جامع در آینده
ویژگی: ایجاد کانالهای ارتباطی پایدار و توافق بر نقشهراه مذاکرات بعدی با حضور اوکراین.
نتیجه احتمالی: آغاز فرآیند چندجانبهگرایی و کاهش تدریجی شدت درگیریها.
5- برداشت نهایی با توجه به تیپ روانشناسی رهبران
با ترکیب تیپ روانشناسی سیاسی هر سه رهبر، میتوان چنین تصور کرد:
ترامپ با رویکرد «معامله سریع» به دنبال آن است که حداقل یک موفقیت قابلفروش به افکار عمومی آمریکا ثبت کند، حتی اگر کوتاهمدت باشد. پوتین این دیدار را همچون یک «بازی شطرنج» میبیند که هر امتیاز کوچک، بخشی از یک طرح بزرگتر است.
زلنسکی که مستقیماً در این جلسه حضور ندارد، از منظر روانی احتمالاً نگران کنار گذاشتهشدن از میز تصمیمگیری است، اما همچنان روی موج حمایت عاطفی بینالمللی سرمایهگذاری خواهد کرد. بنابراین، خروجی محتمل نشست آلاسکا – با فرض پایبندی هر رهبر به الگوی شخصیتی خود – احتمالاً یک توافق محدود یا چارچوب اولیه برای گفتوگوهای بعدی خواهد بود، نه پایان جنگ. این نتیجه، بیشتر به یک «آتشبس روانی» شبیه است تا یک صلح پاید